«هیچ‌وقت نمی‌شنوید ورزشکاری در حادثه‌ای فجیع حس بویایی‌اش را از دست بدهد. اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما بدهد که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده‌مان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگساز گوشش و آشپز زبانش. درسِ من؟ من آزادی‌ام را از دست دادم ...»

:books:
یکی از بزرگ‌ترین رمان‌های تاریخ استرالیا، «جز از کل» با پاراگراف بالا شروع می‌شود.

:memo:
استیو تولتز، در اولین اثر خود به خوبی توانسته با کمک چاشنی طنز داستانی در حدود ششصد صفحه خلق کند بدون آن که مخاطب ذره‌ای کسل شود.

:pushpin:
او تلاش کرده تا به موضوع‌های مختلفی بپردازد مانند: زندگی، مرگ، عشق، خانواده، تنهایی، جاودانگی و ... .